آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

«مرگ تمدّن‌ها زمانی فرامی‌رسد که بزرگان، به پرسش‌های تازۀ مردم، پاسخ‌های کهنه بدهند» (ویل دورانت).

حلّ تمرینات فارسی دهم یا کارگاه متن‌پژوهی (سال 1397)

درس1: چشمه

قلمرو زبانی

1. همسری: برابری/ امروزه به معنای زن و شوهر بودن است. // راست: درست، دقیقاً (قید)/ امروزه به معنای سمت راست و یا خط راست و مستقیم به کار می‌رود.

2. یکی چشمه (نهاد/ فاعل) + غلغله‌زن، چهره‌نما، تیزپا (مصراع دوّم کلّا قید است) + ز سنگی (حرف اضافه و متمِّم) + جدا (جزءِ اوّلِ فعل مرکّبِ جداگشت) + گشت (به معنای شد است و جزءِ دوّمِ فعل مرکّبِ جداگشت).


قلمرو ادبی

1. آرایه‌ها:

مو و شکن و رخ (مراعات نظیر یا تناسب)// تشخیص در ماه و ...

چون صدف و چو تیری (تشبیه)// صدف و هدف (جناس) و ...

2. چشمه، نماد و نشانۀ انسان‌های مغرور و خودخواه است.

3. بیت 17: شیرین سخنی/ آمیختن حسّ چشایی با شنوایی

4. بیت 3) تاج: مجاز از زینت و زیور// بیت 6) خاک: مجاز از زمین // بیت 13) زَهره: مجازاً به معنای جرئت/ جرأت // بیت 17) گوش: مجاز از شنیدن


قلمرو فکری

1. چشمه به حقارت خویش پی برد.

2. دریا در حالی که فریاد می‌زد و صدای بلندی هم داشت، بسیار ترسناک و سهمگین بود.

3. در شعر نیما، چشمه مغرور است و وقتی به دریا می‌رسد به کوچکی خود پی می‌برد، امّا سرانجام نابود می‌شود. ولی در شعر سعدی، قطره متواضع است و به خاطر همین فروتنی، روزگار او را به بزرگی می‌رساند.

4. می‌توانید دریا را انتخاب کنید و دلیلش هم عظمت و بزرگی دریا باشد. یا چشمه باشید، امّا نه مغرور، بلکه پاک و تازه و بی ریا.


درس2: از آموختن، ننگ مدار

قلمرو زبانی

1. داد (حق، انصاف، عدل)، داد (فعل)

نهاد (وجود، سرشت، هستی)، نهاد (گذاشت، قرار داد)

2. غم و شادی، نیک و بد، حقّ و باطل، و نیز: شادان و اندوهگین، نومیدی و امید، هنر و عیب، ناایمن و ایمن.

3. نومیدی را در امید، بسته دان و امید را در نومیدی [بسته دان]. حذف به قرینۀ لفظی

4. جدول: ستون اوّل را جهت مطالعۀ بیشتر، افزوده‌ایم.

زمان فعل

فعل

امر

ساخت منفی

مضارع اِخباری

ماضی بعید

شنیده بودی

بشنو

نشنیده بودی

می‌شنوی

مضارع مستمر

داری می‌روی

برو

نمی‌روی

می‌روی

مستقبل (آینده)

خواهید پرسید

بپرسید

نخواهید پرسید

می‌پرسید

 

قلمرو ادبی

1. فهماندن بهترِ سخن- کوتاه کردن کلام.

2. داد چیزی را دادن: حقّ آن چیز را ادا کردن- با آن چیز به عدالت رفتار کردن // از جای شدن: از کوره در رفتن، تغییر حال پیدا کردن

 

قلمرو فکری

1. شاد و غمگین شدن با هر اتّفاق خوب یا بد.

2. سنگینی و وقار یا: بلند همّت بودن- خویشتنداری- بزرگ منشی

3. ریاکاری را نکوهش می‌کند و ما را از آن (تزویر و ریا) برحذر می‌دارد.

4. و هر شادی که بازگشت آن به غم است، آن را شادی مشمر و به وقت نومیدی امیدوارتر باش و نومیدی را در امید، بسته دان و امید را در نومیدی.

5. معنی حدیث: خود را بازخواست کنید، پیش از آن که بازخواست شوید.

اندر همه کاری داد از خویشتن بده، که هر که داد از خویشتن بدهد، از داور مستغنی باشد.

 

درک و دریافتِ روان‌خوانی دیوار/ صفحۀ 27

1. نمادها:

بنّا، نماد انسان‌های تفرقه افکن است که میان افراد اختلاف و جدایی ایجاد می‌کنند.

دیوار، نماد جدایی انسانها و مانع تفاهم جوامع بشری است و بیگانگی‌ها را افزایش می‌دهد.

همسایه، نماد همۀ کسانی است که زندگی مشترک در کنار آنها مفهوم و زیبایی دارد.

2. زاویۀ دید: داستان از زبان سوّم شخص تعریف شده است. نویسنده بی آن که کوچک‌ترین نقشی در داستان به عهده داشته باشد، همه جا حضور دارد و به عنوان «دانای کل» از احساسات اشخاص داستان هم با خبر است.

شخصیت اصلی: شخصیت اصلی، ناصر است که با نگاه کودکانه و معصوم خود، دیوار را همانند دیو دانسته که قصد نابودی تفاهم و همدلی را دارد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی