آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

«مرگ تمدّن‌ها زمانی فرامی‌رسد که بزرگان، به پرسش‌های تازۀ مردم، پاسخ‌های کهنه بدهند» (ویل دورانت).

حلّ تمرینات فارسی یازدهم یا کارگاه متن‌پژوهی (سال 1397)

درس1: نیکی

قلمرو زبانی

1. دغل: فرومایه // جَیب: گریبان، یقه // دون همّتی: پستی اراده، فرومایگی

2. بیت 5: دگر روز باز اتّفاق اوفتاد ...

3. بیت اوّل: شد: گشت، تبدیل شد // بیت دوّم: شد: رفت؛ در بیت 6 درس نیز «شد» در همین معنا به کار رفته است: ... شد و تکیه بر آفریننده کرد

4. دست و پا (تناسب)، دست و بدن (تضمّن)؛ تند و سریع (ترادف)، تند و آرام (تضاد)، غذا خیلی تند بود. او غذایش را تند خورد. (قرار گرفتن واژه در جمله)

 

قلمرو ادبی

1. تکیه کردن به کسی: اعتماد کردن به او // زنخدان به جیب فرو بردن: تفکّر کردن، اندیشیدن و حالت مراقبه

2. چنگ اوّل: نوعی آلت و ساز موسیقایی // چنگ دوّم: دست و پنجه

3. [تو] (مشبّه که محذوف است)، چو (ادات تشبیه)، روبه (مشبّهٌ بِه)، به وامانده سیر بودن (وجه شَبَه)

4. شیر نماد انسان‌های مستقل است که اعتماد به نفس دارند و روی پای خود می‌ایستند و برای دستیابی به موفّقیت تلاش می‌کنند. روباه نیز نماد انسان‌های سست و تنبل است که وابسته به دیگران هستند.

 

قلمرو فکری

1. کسی عاقل و خردمند است که اهل کرم باشد؛ زیرا آنها که بخشش نمی‌کنند، فرومایه و حقیر هستند.

2. با دیدن روش زندگی مردم، نباید تلاش را رها کنیم و از کسب روزی حلال دست برداریم.

3. به ترتیب، بیت 11: برو شیر ... // بیت 17: کسی نیک بیند ... // بیت 13: بخور تا ...

4. اگر انسان تلاش کند، خدا هم به کار او برکت می‌دهد و او را در رسیدن به خواسته‌هایش کمک می‌کند.


درس2: قاضی بُست

قلمرو زبانی

1. خَیلتاش، سوار، حَشَم، ندیمان // رُقعت، توقیع، دوات، قلم

2. فرمان داد: مثال داد //  سوار اسب شد: برنشست // اجازۀ حضور داده شود: بار داده آید

3. بیت اوّل: محجوب: پنهان، در حجاب // بیت دوّم: محجوب: با حُجب وحیا

4. افعال مجهولِ درس و معادل آنها:

نبشته آمد (نوشته شد)، گسیل کرده شود (فرستاده شود)

 

قلمرو ادبی

1. ویژگی نثر: 1. کوتاه بودن جمله‌ها 2. توصیف‌های جذّاب

2. مجاز: الف) آب: مجازاً رود // ب) شمشیر: مجازاً جنگ

 

قلمرو فکری

1. امیر در حالی که از مرگ نجات پیدا کرده بود، واردِ خیمه شد و لباسش را عوض کرد.

2. الف) این مرد: بونصر مُشکان که استاد بیهقی بود.  ب) نویسندۀ لایق و کاردان و باکفایت

3. بی طمعی، دل نبستن به مال دنیا، مناعت طبع، قانع بودن

4. و قیامت سخت نزدیک است، حساب این نتوانم داد.

 

درک و دریافتِ شعرخوانی: زاغ و کبک، صفحۀ 25

1. این شعر باید با لحن روایی و داستانی و با آهنگی تند و ضربی خوانده شود.

2. تقلید کورکورانه انسان را از هدف و مسیر اصلی زندگی دور می‌کند.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی