آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

«مرگ تمدّن‌ها زمانی فرامی‌رسد که بزرگان، به پرسش‌های تازۀ مردم، پاسخ‌های کهنه بدهند» (ویل دورانت).

(مجنون کوچه‌های شهر)


نمی‌دانم کجایی و چه می‌کنی
اما ای کاش، دلنوشته‌هایم را با گوشۀ چشمت می‌خواندی و من می‌فهمیدم
که نوشته‌هایم را دیده‌ای و دقیقه‌ای روی آنها زمان گذاشته‌ای
کاش از رؤیاهایم خبر داشتی
و با تعجّب چند دقیقه‌ای به آنها فکر می‌کردی
کاش می‌دانستی که از رؤیاهایم فقط چشمان خیس و منتظرم برایم مانده
و اکنون فقط دلخوش همین عکس‌هایت هستم.
اصلا به یاد داری مرا ؟؟؟!!!
منم همان مجنون کوچه‌های شهرتان
کجای این شهر نشستی بگو
بیایم همانجا مقابل چشمانت
جان دهم (حنا منتظری).


نکته: عاطفۀ شعر به اندازه‌ای عمیق است که مخاطب را مسحور خود می‌کند. امّا اطناب جملات، پرِ پروازِ «شعر» را بسته و او را پایبند زمین کرده است. به دیگر سخن، ایجاز می‌توانست کمک شایانی به ادبیّت این شعر بکند.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی