آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

«مرگ تمدّن‌ها زمانی فرامی‌رسد که بزرگان، به پرسش‌های تازۀ مردم، پاسخ‌های کهنه بدهند» (ویل دورانت).

غزل 130 از کلّیات سعدی


1- دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت     ابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلاب داشت

2- در تفکّر، عقل مسکین پایمال عشق شد                        با پریشانی، دل شوریده، چشمم خواب داشت

3- کوسِ غارت زد فراقت گِرد شهرستانِ دل                        شحنۀ عشقت سرای عقل در طبطاب داشت

4- نقشِ نامت کرده دل محرابِ تسبیحِ وجود                      تا سحر تسبیح‌گویان روی در محراب داشت

5- دیده‌ام می‌جست و گفتندم نبینی روی دوست           خود درفشان بود چشمم کاندر او سیماب داشت

6- ز آسمان آغاز کارم سخت شیرین می‌نمود                  کی گمان بردم که شهدآلوده زهرِ ناب داشت

7- سعدی این ره مشکل افتادست در دریای عشق                    اوّل آخر در صبوری اندکی پایاب داشت

 

توضیحات:

بیت 3/ کوس: طبل بزرگ // شِحنه: داروغه // طَبطاب: چوبِ چوگان‌بازی، چوگان

بیت 5/ سیماب: جیوه

بیت 7/ پایاب: طاقت، توانایی؛ همچنین به معنی جای کم‌عمقِ رودخانه // معنی بیت: این بار دیگر سعدی در کار عشق دچار مشکل شده است. البتّه سعدی همیشه صبر و شکیبایی‌اش اندک بوده است.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی