آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

«مرگ تمدّن‌ها زمانی فرامی‌رسد که بزرگان، به پرسش‌های تازۀ مردم، پاسخ‌های کهنه بدهند» (ویل دورانت).

فصل در علم معانی

فصل چیست؟

«وقتی که دو یا چند جمله با هم می‌آیند و دلیلی برای اتّصال آنها نباشد، آنها را فصل می‌کنند؛ یعنی [جمله‌ها را] بدون واو عطف می‌آورند» (سلاجقه، 1378: 108).

شمیسا بحث فصل را که پیوند جمله‌ها بدون استفاده از ادات ربط است، مربوط به دو علم نگارش و دستور می‌داند (شمیسا، 1387: 203).

 

فصل در چند موضع به کار می‌رود:

1. کمال اتّصال

اتّحاد جمله‌ها به قدری واضح است که نیازی به آوردن واو عطف نیست و جمله‌ها بلافاصله پشت سر هم می‌آیند.

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان

دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

***

حافظ زِ غم از گریه نپرداخت به[1] خنده

ماتم زده را داعیۀ[2] سور[3] نمانده‌ست

***

کاسه‌یْ رباب از شعر تر برنوش قول کاسه‌گر

در کاسۀ سرها نگر زآن کاسه حلوا ریخته

 

کمال اتّصال جمله‌ها گاه به سبب ترتیب منطقی و رابطۀ علّت و معلولی جمله‌ها به وجود می‌آید:

* درویشی را ضرورتی پیش آمد. گلیمی از خانۀ یاری بدزدید.

 

و گاه بین دو جمله، ترتیب زمانی (توالی زمانی) وجود دارد:

* یکی از بندگان عمرو لیث گریخته بود. کسان در عقبش برفتند.

 

در شعر زیر، به نظر می‌رسد حافظ به فصل جمله‌ها توجّه نکرده است، در حالی که اینگونه نیست؛ چرا که حرف عطفِ واو در جملۀ دوّم، به معنی «در نتیجه» است:

قرّه العین من آن میوۀ دل یادش باد

که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

 

2. شبه کمال اتّصال

«و آن وقتی است که جملۀ دوّم، جواب سؤال مقدّری باشد که از جملۀ اوّل برمی‌آید ... ؛ مثلاً می‌گوییم:

به ترکیه رفتم. با ماشین رفتم.

کأنّه[4] مخاطب بعد از شنیدن جملۀ اوّل، از شما پرسیده است: چطور رفتید؟ و شما در جواب گفته‌اید با ماشین (شمیسا، 1387: 205).

ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام

توضیح:

گویی مخاطب بعد از شنیدن مصراع اوّل، پرسیده است: چرا؟ یا چه‌طور؟ و گوینده گفته است: زیرا هرچه آغاز نداشته باشد، انجام هم نخواهد داشت» (همانجا).

 

3. کمال انقطاع

هر جمله برای خود معنایی علی‌حده[5] دارد و از نظر معنایی در کمال انقطاع هستند و نیازی به آوردن واو عطف نیست.

باد گویی مشکِ سوده دارد اندر آستین

باغ گویی لعبتان ساده دارد در کنار

***

ارغوان لعل بدخشی دارد اندر مرسله

نسترن لؤلوی مکنون دارد اندر گوشوار

***

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

 

4. یکسان نبودنِ دو جمله از حیث انشا و خبر

وقتی دو جمله از حیث انشا و خبر مختلف باشند، فصل آنها ضرورت دارد؛ مثال:

حمله‌مان پیدا و ناپیداست باد

جان فدای آنکه ناپیداست باد

توضیح:

حمله‌مان پیداست (اسناد خبری)

باد ناپیداست (اسناد خبری)

این دو جمله از نظر خبر مشترک‌اند؛ بنابراین بین آنها واو عطف آمده است، امّا جملۀ بعدی چون از حیث خبر با آنها مشترک نیست، فصل شده است:

جان فدای آنکه ناپیداست باد

 

5. بعد از فعل وصفی

بعد از فعل یا وجه وصفی واو نمی‌آورند:

* دانشجو به دانشگاه رفته درس خواند.

* دریغا عمر عنان گشاده رفت.

 

مآخذ:

سلاجقه، پروین. (1378)، درآمدی بر زیباشناسی شعر: معانی و بیان، تهران: انتشارات چکاد و پرآرین.

شمیسا، سیروس. (1387)، بیان و معانی، چاپ سوّم از ویرایش دوّم، تهران: نشر میترا.



[1] پرداختن به چیزی: متوجّه آن چیز شدن، روی آوردن به آن چیز

[2] داعیه: انگیزه

[3] سور: جشن و شادی

[4] کأنّه: گویی، انگار

[5] علی‌حده: جداگانه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی