آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

قرآن شناسی، ادبیّات فارسی و زبان شناسی

آهوی کوهی

«مرگ تمدّن‌ها زمانی فرامی‌رسد که بزرگان، به پرسش‌های تازۀ مردم، پاسخ‌های کهنه بدهند» (ویل دورانت).

نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان
و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدۀ جهد*


 زاد مردی** چاشتگاهی در رسید
در سرا عـدل سلیـمـان در دویـد
(مولوی، 1389: 1/ 956)

در زمان حکومت حضرت سلیمان(ع)، مردی ساده‌اندیش در حالی که وحشت و نگرانی او را فراگرفته بود، به نزد سلیمان(ع) آمد و عرض کرد که عزرائیل امروز با خشم به من نگاه کرد. از شما تقاضا دارم مرا از اینجا (فلسطین) به هندوستان ببری. سلیمان(ع) به باد دستور داد که با شتاب او را به هندوستان ببرد.

روز بعد سلیمان(ع) عزرائیل را دید و از او پرسید که چرا دیروز مرد بیچاره را با آن نگاهت ترساندی و او را آواره کردی؟

عزرائیل گفت: خداوند دستور داده بود روح آن مرد را در هندوستان قبض کنم، ولی من او را دیروز در اینجا دیدم و حیران شدم؛ زیرا اگر صد پَر هم داشت، نمی‌توانست خود را به هندوستان برساند. از این رو با تعجّب بسیار بدو نگریستم. بعد که به هندوستان رفتم تا جانش را قبض کنم، او را آنجا دیدم و فرمان حق را به جای آوردم.

 
* روایت دهم از دفتر اوّل مثنوی، 1/ 956 به بعد.

** در حاشیۀ نسخۀ قونیه و نیز در حاشیۀ طبع نیکُلسون، «ساده مردی» آمده است.
 
مأخذ:
مولوی، جلال الدّین. (1389)، مثنوی معنوی، تصحیح قوام الدّین خرّمشاهی، مقابله با تصحیح و طبع نیکُلسون، تهران: انتشارات دوستان.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی